مثنوی معنوی:کتاب معراج روحی و تکامل معنوی است؛ نه کتاب شعر و داستان مثنوي كتاب شعر و داستان نيست. مثنوي كتاب شدن و دگرگوني هاي متعالي دروني است. كتاب معراج روحي و تكامل معنوي است. رهروي راه مولانا در پرتو فروغ مشعلي كه خود آن عارف بزرگ بصورت مثنوي معنوي روشن نموده در اين مسير نوراني شش شهر عشق را در شش دفتر مثنوي به راهنمايي و هدایت او طي مي كند و در شهر هفتم به قله كمال و تعالي و سعادت وصل و فناي في ا...ميرسد .دفتر هفتم نوشتني و بيان كردني نيست. دفتر هفتم مقام شدن و رسيدن است. مثنوي شرح سفر روح است از جايگاه رفيعي كه جايگاه وجودي اوست بسوي دامگه جهان ارض. از احسن تقويم به اسفل سافلين. سپس بيداري وخروج از اين دخمه كيهاني و عروج تا بيكران وجود. اين كتاب سر گذشت سفري است به درازاي تاريخ خلقت سفرانسان از نيستان وجودش و دور گشتن از اصل ومبدا وفرو رفتن در تاريكي وسياهي غفلت از خويش واسارت در قفس ظواهر جهان مجاز وسپس بيداري و سيروسلوك معنوي بسوي حقيقت وجود.مثنوي با "بشنو" شروع ميگردد "بشنواين ني چون حكايت مي كند"چرا مولانا مثنوي را كه بنا به گفته خود او در مقدمه كتاب مثنوي اين كتاب اصول اصول اصول الدين در كشف اسرار و صول و يقين است را با كلمه"بشنو" آغاز مي كند؟چرا شنيدن اين همه مهم است؟آيا نگريستن وديدن مهمتراز شنيدن نیست؟چرا با ديدن آغاز نكرد وبا شنيدن آغاز كرد؟چونكه ديدن همي
برچسب:
نویسنده: رضا حسینیپور
تاريخ: شنبه
21 بهمن
1396 ساعت: 21:14